تبليغاتX
به یادش و به یاریش
از طرف گیتاریست عزیزم:

 

 زاهدا من كه خراباتي و مستم به تو چه؟

 ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟

 تو كه مشغول مناجات و دعايي چه به من؟

 من كه شب تا به سحر يكسره مستم به تو چه؟

تو كه در گوشه ي محراب نشستي صنمي گفت چرا؟

 من كه در گوشه ي ميخانه نشستم به تو چه؟

 آتش دوزخ اگر رو سوی ما و تو کند؟

 تو که خشکی چه به من؟

 من که ترهستم به تو چه؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:20  توسط هستی | 
 
>